طبق معمول....صبح با صدای پدر محترم یا مادرمحترمه با هزار مکافات به خورشید خانم سلام میدی.!!!!!
وای هنوز دست و روت رو نشستی ...یادت میاد که چقد امروز کار داری....سریع نیمه جو نیمه جو لقمه رو قورت میدی و :آلودگی صوتی سلام"""""""باید راهی محل کار یا تحصیلت بشی....البته خدا رو شکر مشکل کمبود وسایل حمل و نقل عمومی مثه اتوبوسای خط واحد و تاکسی خطی و البته تررررررررررررراااااافییییییییییک حل شده و تو میتونی بالاخره فقط روزی یه ساعت مرخصی ساعتی واسه تاخیرت رد کنی !!!!
تا میرسی به محل مورد نظر ٬سنگینیه نگاه همکارا وصد البته مافوق محترم اونقدر بهت فشار میاره که تا رسیدن به پشت میز کمر درد !!!!!!!!!!!!!!!!!!و چاره ای جز همراهی کردن با کمر درد رو هم نداری.....
حالا بیا و درستش کن همین که میای به حالت طبیعی برگردی ارباب رجوع نسبتا محترم:سلام علیکم"اقا پس چی شد این کار ما...اخه چقد بریم بالا پایین وهیچی که هیچی!!!!!! البته بنده ی خدا کمی هم حق داره اما خب...این یه بده بستون اداریه و تو هیچ کاری نمیتونی انجام بدی....خدا نکنه یه خورده داغ کنی ویه وول صداتو ببری بالا....نمیگم دیگه ..همه تو رو تخسیر کار میدونن ..نه اونی که داشتی رو مخت اسکی بازی میکرده!!!!!!!!!!
خدایا شکرت بالاخره ساعت اداری هم تموم شد....همین که وسایلتو جمع میکنی که راهیه خونه بشی همکار کاملا متشخص...محترم...وظیفه شناس...کاردان و نمره یک و مورد وثوق جناب اقای رئیس : میگم من امشب یه جلسه خونوادگی خیلی مهم واسم پیش اومده فردا صبحم باید این پرونده رو تحویل بدم..میشه امروز شما زحمتشو بکشید...البته اصلا نمیخوام بیفتی تو رو در بایستیا ..اگه نمیرسی.. نمیخواد...اصلا ولش کن خودم درستش میکنم...به خدا روم نمیشد بیام بهت بدم اما دیگه کاره دیگه پیش میاد ...ایشالله جبران کنم .........................
تایه ساعت که فقط حرف میزنه.......وبعد: پس من رفتم......
پرونده رو باز میکنی...................به به....................به به..................کارت در اومد تا ساعت ۱۱/۳۰ مجبوری تو محل کارت بمونی!!!!!!!!!
زینگ .......زینگ................وای تلفن.........مادرمه""""""":الو تو کجایی مگه نگفتم امشب مهمون داریم زود بیا خونه تو اهتم نون و میوه بگیر بیا.... پس تو کجایی ابرومون رفت!!!!!!!!!!!!؟؟!؟؟!؟؟!؟!؟؟!!!مردم بچه هاشون میرن سر کار تو هم میری سر کار.....بابات همه چی رو گرفته فقط زود پاشو بیا.......
- مادر من من نمیتونم زود تر از دو ساعت دیگه بیام...الو...الو..الو.................................بوق....بوق...
با این اوصاف دیگه شبم بهتره همونجا بمونی دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ساعت ۷ صبح-اداره
..." : اقای ...... شما اینجا یید.......افرین افرین.......نکنه پرونده ای که دیروز بهتون دادم رو تمومش کردین؟؟؟؟؟؟؟
-: راستش اقای رئیس...راستش..ن..ن....ن
...." : نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!یعنی چی نه....پس دیشب اینجا چی کار میکردید اقا...سریع بیاین تو اتاق من....مگه اینجا............
همکار محترم: سلام میگم تو رو خدا یه وقت چیزی نگیا.....قربونت برم.......
ظهر - خیابان.....-
پرونده به دست به سمت خونه البته دنبال یه جواب قانع کننده واسه مامان بابا!!!!!!!!
دیگه بهتر از این نمیشه.....!!!!